دیروز کلی خرید کردم،طبعا الان خیلی حالم خوبه! :))

مانتو،کفش، شلوار، دامن، کفش،روسری،شال و.... یه عطرم خریدم.

رژ و ریملم خریدم.من که از کل لوازم آرایشی همین دوتا به علاوه ی مداد و میشناسم

بقیه ی چیزارو اصلن بلد نمی باشم! :)) خانومه تو مغازه یه اسمایی میگفت که من 

فقط باید چندبار تکرار میکردم تا اسمشو یاد بگیرم! :))) البته خط چشمو امیر دوست

داره!بخاطر دل امیر خان یه وقتایی یه خطه چشم ساده هم میکشم!

از مانتوم نگم برات که چقدر عاشقشم شدم!آبی آسمونی با حاشیه ی گیپور سفید.

بلند و آزاده.جلوش هم میشه باز باشه هم بسته!کلا قشنگه.جنسشم تابستونی و خنکه

کفشمم پاشنه بلند گرفتم ولی میدونم که نمی تونم پام کنم جز مواردی که با ماشین

میریم بیرون.قسمت خرید مردونه خیلی بیشتر حال داد!رفتیم واسه امیرم چند 

دست لباس خریدیم ،یکی دو دستشو باهم ست کردیم،بقیشو برای دانشگاه و محل

کارش.آخرشب که نشستیم به حساب کتاب که چقدر خرج کردیم خیلی خورد تو

ذوقمون! :| یک و هفصد و خورده ای .... امیر میگه که قبلنا یعنی تا دوسه ماه پیش 

یک و هفصد فقط پول یه دست لباس من بود حالا که بهتره!منم تا زمانی که خانم 

امیرخان نبودم قشنگ یه عدد ولخرج به تمام معنا بودم که میرفتم دوتومن میدادم 

یه دست لباس میگرفتم برای یه مجلسی و جالب ترش اینه که تا الانم فقط و فقط

یه بار پوشیدم و الانم آویزونه تو کمد لباسام و بهم فحش میده که چرااااا منو 

برداشتی آوردی تو این کمد تنگ و تاریک!اما الان اوضاع فرق کرده .... من و امیر 

هنوز خیلی مونده تا به موقعیت پدر و مادرامون برسیم،نباید ولخرجی کنیم!نباید

نصف حقوق امیرو بدیم به یه سری چیزای بی ارزش!امیر ماهی سه تومن حقوقشه

با کلاس خصوصی ها و یه سری پروژه ها و  کارای دیگه به چهار ،چهار پونصدم 

میرسه اما متغیره! با این حساب اول باید خودم یاد بگیرم که خانوم ولخرجی نباشم

بعدشم به شوهرم یاد بدم!مشکل ما اینه که خیلی بلند پروازیم و از هرچیزی خوبشو

میخواییم،اینم میدونم که با همین حقوق اگه تو یه شهری مث تهران بودیم 

اوضامون بدتر میشد،حالا که مامان و باباها این همه حمایتون کردن برامون خونه 

خریدن ماشین خریدن،کلی کادوهای بی دلیل و با دلیل دادن که کلی از نیاز هامونو

ساپورت کرده ...  اینارو میگم که به خودم بفهمونم باید یاد بگیریم بیشتر  رو پاهای

خودمون واستیم.